پنج شنبه ساعت دو ...رفته بودم...قدم میزدم...دلتنگیم تمام نمیشود...حسم را خوردم...به کودکی لبخند زدم...روی صندلی کنار استخر پارک لاله نشستم و نه انگار فایده نداشت...چقدر نبودنت را کم آورده ام...چقدر نیستی...چقدر حس بدی دارم...چقدر چقدر چقدر ....این چقدر ها چرا تمام نمیشود...؟!!!پیر مردی کنار دست من نشست ...سرم را پائین انداختم...
پنج شنبه ساعت دو...دارم مینویسم...این نوشتنها تمامی ندارد...سکوت میکنم ،آزار میبینم...مینویسم ،خلاص نمیشوم...می خوانم ،راضی نمیشوم...کار میکنم ،دستم کار میکند پایم میرود اما فکرم مهار نمیشود...پنج شنبه ساعت دو...نگاه مهربانت را کم دارم...
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 14:8  توسط مسعود...
|
دارم درد میکشم و کسی نمیفهمد...و تو میدانی و گذاشته ای مرا به حال خودم!!...
روزها میگذرد...و من روزها و روشنی ها را کلمه ساخته ام...شاید ستاره ی کوچکی شود...شاید شبی همین ستاره افول کند کنار خودم...شاید کلمه نام تو باشد و در حیرت قدری شگفت ،نازل شود به زبان خودم...
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 17:33  توسط مسعود...
|
وقتی همه سختی های دنیا سراغم می آد و دورم میکنه...وقتی حس میکنم که تمام وقتم داره صرف کلنجار رفتن با مسائلم میشه...اونوقت نیاز به قوی تر شدنو بیشتر حس میکنم...حس میکنم که بیشتر باید تمرین میکردم...وقتی که یه مسئله به ظاهر لاینحل خیلی سخت زندگیو باهاش روبرو میشم ،یادم میافته که همه مشکلات اگه جمع بشن بازم کوچیکن...اونوقت عزم خودمو جزم میکنم و بجای اینکه بترسم و قدم به قدم عقب بکشم ،برعکس جلو میرم و میدونم که حل میشه پس حتما حل میشه...اما نیاز به قوی تر شدن ،چیزیه که همیشه بهش احتیاج دارم...اینم راه داره ،بذار اول اینو بگم که قدرت رو چی میدو نم...به نظر من ،مجموعه توانائی و مهارتها و شهامتها و موقعیتها و دریافت دقیق و خوب از موضوع بعلاوه ایمان راستین به هدف و دوست داشتن ها و استفاده خوب از فرصتها ،قدرت انسانو میسازن...برای قوی تر شدن باید اول چشمامو خوب باز کنم...موقعیتهامو بسنجم و بسیار هوشمندانه و دقیق حرکت کنم...خوب که فکر کنی میبینی همیشه طبیعت راه حل هر مشکلی رو به سادگی گذشته یعنی مشکلات همیشه راه حل های ساده دارن...خوب که فکر کنی میبینی بیشتر پیچیده تر شدن مشکلاتو ما خودمون باعث میشیم...به هر حال برای اینکه قویتر بشی باید هر لحظه جستجو کنی...و تدبیرتو هر لحظه بدرستی چک کنی...برای حل مشکلات همیشه یه زمانی لازمه...با در نظر گرفتن فاکتور زمان ،کار خودمونو درست انجام بدیم ،مشکلات کم رنگ میشن...
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 17:38  توسط مسعود...
|
و نشانه تو کلمه ی تو ست و کلمه تو همه ی این آفرینش زیباست...و آیه آیه تو ،انسان است ،حامل امانت بزرگ الهی...نشانه های تو ،دوستداران تو اند...نشانه تو قلب دوستداریست که به تو اقتدا کرده است...که نشانه های تو قلوب منکسره ایست که در راه تو صبر کرده سختی ها کشیده ...و نشانه تو همت بلند مردیست که مهر تو را کاشته است به امید باروری...نشانه تو خورشید است که خود را میکاهد و حیات میبخشد...ابر است که میبارد و سیراب میکند...باد است که بارور میکند...و ستاره است که قلب آسمان شگفت را روشن میکند ...نشانه تو گیاهیست که میروید...رودیست که جریان دارد...و دوستدار خدا به هرچه مینگرد وجه الله می بیند...
گفتم خداوندا،مرا با دوستداران پاکت همنشین گردان...
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 10:2  توسط مسعود...
|